 و ان ديننا قد طاب»

يعني:
(شبي در خواب ديدم كه در خانه ي عقبة بن رافع هستم و مقداري خرماي پاك ورسيده را برايمان آوردند. من اين خواب را اينگونه تعبير مي نمايم كه ما در دنيا به بلندي و رفعت دست مي يابيم و در دينمان نيز عاقبت به خير خواهيم شد زيرا دينما ن دين پاك ورسيده وكاملي است).


اكنون بعد از مشخص نمودن اصولي كه خواب بايد بر اساس آنها تعبير شود ـ قرآن ، حديث،قياس وتشبيه و واژه شناسي ـ نمونه هايي را بيان مي كنيم تا شما خواننده ي عزيز با توجه به آنها و بررسي تعبير آنها بر اساس اصول ياد شده ،بتوانيد تعبير روشني براي خوابهاي خود بيابيد . اين نمونه ها همگي تعابير ي هستند كه استاد تعبير خواب، «ابن سيرين» آنها ارائه داده است.

 نمونهء  اول :

«حجاج بن يوسف» در خواب ديد كه دو كنيز از آسمان پايين آمده اند و او يكي از آنها را با خود برده و ديگري به آسمان برگشته است . تعبير اين خواب را از «ابن سيرين» پرسيدند و او نيز خواب را اينگونه تعبير نمود كه آن دو كنيز، دو فتنه اند و «حجاج» فقط به يكي از آنها خواهد رسيد ودر حقيقت نيز اينگونه شد؛آن دو فتنه ، فتنه ي «ابن اشعث» و فتنه ي «ابن مهلب» بود كه حجاج به فتنه ي «ابن اشعث» رسيد اما به ديگري نرسيد.
در اين خواب دو نشانه ي عمده وجود داشتند : اول، دو كنيز و دوم ،بردن يكي از آن دو كنيز توسط حجاج و باز گشت ديگري . در تعبير نشانه ي اول ،«ابن سيرين» از اصل حديث پيامبر (ص) استفاده نمود و زن را فتنه تعبير نمود زيرا

 پيامبر(ص)مي فر مايد:

« ما تركت بعدي فتنة اضر علي الرجال من النساء»

يعني:
( بعد از رفتنم ، هيچ فتنه اي را را زيان بخش تر از زنان براي مردان نمي يابم).
بخاري و مسلم

 

براي تعبير نشانه ي دوم نيز از قياس وفهم خود استفاده كرده بود و گرفتن كنيز را رسيدن به آن فتنه تعبير نموده بود و در حقيقت تعبير خواب نيز همانگونه شد كه او پيش بيني نموده بود.

 

نمونهء دوم : 

مردي پيش ابن سيرين آمد و گفت با زني ازدواج نموده ام ، در خواب ديدم كه سياه و كوتاه قد شده است . ابن سيرين گفت سياهيش نشانه ي ثروت و مالداري اوست و كوتاه قد بودنش دال بر عمر كوتاهش مي باشد .در حقيقت اين خواب نيز اين گونه تحقق يافت ؛بعد از مدتي زن آن مرد دار فاني را وداع گفت و مرد صاحب ميراث زياد او شد.
در اين خواب نيز دو نشانه ي عمده وجود داشت :اول ،سياهي آن زن و دوم، كوتاه قد بودنش . در اين مورد ،ابن سيرين براي تعبير نشانه ي اول از اصل زبان و واژه شناسي استفاده نمود زيرا در زبان عربي اگر يكي داراي پول و ثروت زياد باشد ،مي گويند : «لفلان سواد» يعني فلاني سياهي زيادي دارد.براي تعبير نشانه ي دوم نيز،ابن سيرين از تشبيه و قياس استفاده نموده بود و قد كوتاه زن را به عمركوتاهش تشبيه نموده بود ودر نهايت با كنار هم گذاشتن اي دو تعبير ،تعبير فوق را ارائه داده بود .

 نمونهء سوم: 

عبدالله بن مسلم مي گويد : گه گاهي در مجلس ابن سيرين حاضر مي شدم و بعد از برخاستن از مجلس او به مجلس اباضيه ها مي رفتم[اباضيه ،گروهي گمراه از خوارج بودند كه رئيس آنان عبدالله بن اباض نام داشت] و با آنان نشست و برخاست مي كردم . شبي در خواب ديدم كه همراه با عده اي جنازه ي پيامبر (ص) با دوش خود حمل مي كردم .پيش ابن سيرين آمده ،خواب را برايش تعريف نمودم. ابن سيرين گفت : چرا با قومي نشست و برخاست مي كني كه مي خواهند آنچه را پيامبر(ص) آورده است ، دفن نمايند.
 در اين خواب نيز دو نشانه وجود دارد :اول،جنازه ي پيامبر(ص) و دوم، حمل آن بر دوش و تصميم براي دفن آن .در تعبير نشانه ي اول ،ابن سيرين جنازه ي پيامبر(ص) را به راه وروش حقي كه آن حضرت آورده است، و نشانه ي دوم را به دفن واز بين بردن آن راه وروش قياس نموده است. 
نمونهء چهارم :

مردي نزد ابن سيرين آمد وگفت در خواب ديدم كه تاجي از طلا را بر سر م گذاشته ام. ابن سيرين گفت :از خدا بترس ، پدرت در غربت چشمانش را از دست داده است و از تو مي خواهد كه نزد او بروي. مرد به خانه برگشت وديد كه نامه اي از پدرش رسيده است كه در آن از كوري خود خبر داده و از پسرش خواسته بود كه نزد او برود.

در اين خواب سه نشانه وجود دارد :اول،سر ؛ دوم ،تاج و سوم ، طلا. براي تعبير نشانه ي اول ،ابن سيرين از اصل زبان و واژه شناسي استفاده نموده است زيرا سر به معني رياست و بزرگي نيز به كار مي رود و رئيس و بزرگ هر شخصي ،پدرش مي باشد.تاج از پوششهاي غير عربي است و سرزمين غير عرب نيز براي اعراب ،سرزمين غربت به حساب مي آيد و طلا نيز دليل بر از دست دادن بينايي مي باشد. از تعبير اين سه نشانه ، ابن سيرين تعبيري را ارائه داد كه راست از آب در آمد.

آنچه كه جاي تأ مل دارد اين است كه اين خوابها بر اساس تعبيري كه ابن سيرين براي آنها ارائه داده بود ،به وقوع پيوستند زيرا خوابها بر اساس تعبير آنها اتفاق مي افتند.

 
حاكم از انس بن مالك روايت نموده است كه پيامبر(ص) فرمود :

«ان الرؤيا تقع علي ما تعبر ومثل ذلك مثل رجل رفع رجله فهو ينتظره متي يضعها فاذا رأي احدكم رؤيا فلا يحدث بها الا ناصحاً او عالماً »

يعني:
(خواب آنگونه كه تعبير مي شود ،اتفاق مي افتد و واقع شدن آن مانند كسي است كه پاي خود را برداشته است ومنتظر است تا ببيند كه چه وقت آن را روي زمين بگذارد.پس هر گاه يكي از شما خوابي راديد آن را به جز نزد عالم و يا ناصحي بازگو ننمايد ) .

 

ابوداود، ترمذي و ابن ماجه نيز از ابو رزين عقيلي روايت نموده اند كه پيامبر (ص)فرموده است :

«الرؤيا علي رجل طائر مالم تعبره فأذا عبرت وقعت.. .»

يعني :
( خواب اگر تعبير نشود چونان پرنده اي پرواز مي كند و به وقوع نمي پيوندد اما اگر تعبير شود ،واقع مي شود.. .) .

 از اين رو لازم به ذكر است كه خواب تا آنجا كه امكان دارد وبدون زياده روي و عدول از حق ،بايد به شيوه اي پسنديده و خير تعبير شود و اگر اين امكان وجود نداشت ،تعبير ننمودن آن بهتر است.ابن وردي در اين مورد مي گويد :خواب بر بال پرنده ودر حال پرواز است؛ اما اگر تعبير شود ،مژده آور يا زيان بخش خواهدشد.

 اگر بتوان براي خواب دو تعبير متفاوت ارائه داد ،بايد ديد كه كداميك بهتر و به اصول تعبيرخواب وتناسب واژه هانزديكتر است تا خواب آنگونه تعبير شود. المناوي در شرح«الفيه ي ورديه»از عده اي از بزرگان نقل مي كند كه فرموده اند :لازم وضروري است كه معبر خواب آرام و با حوصله باشد تا تعبيرش تعبيري درست وتمام باشد وبايد به كيفيت واژه ها وكلمات به دقت توجه نمايد وبتواند چيزهاي درست و با معني را از موارد بي معني و پريشان تشخيص دهد وبه دلايل واهداف آن خواب توجه كامل نمايد وسپس قوانين تعبير خواب را بر آنها تطبيق نمايد و اگر خواب داراي دو معنا بود ،آن معنايي را انتخاب نمايد كه تناسب بيشتري [با شرايط و احوال] داشته باشد .

ممكن است تعبير خواب در مورد بيننده ي آن واقع نشود و براي افراد خانواده،برادر،دوست و يا افراد نزديك تحقق يابد و اين زماني است كه امكان وقوع براي بيننده خواب وجود نداشته باشد.

پيامبر(ص) در خوا